6/9/95
سالن کنفرانس دکتر رضویه
ارائه دهنده: کیان عباسی (دانشجوی ارشد روان شناسی بالینی)
با حضور دکتر گودرزی (استاد بخش بالینی)
*گزارش مصاحبه گر از جلسه مشاوره:
کیس مورد بحث دختر نوجوانی 15 ساله است با ظاهری نسبتا درشت که از سن خود بزرگتر به نظر می آید. او ابتدا به همراه مادرش وارد اتاق شده اما به درخواست دختر خانم از اتاق خارج شد. وی در ابتدا مشکل اصلی خود را احساس تنفر نسبت به پدر معرفی میکند. مادر او خانمی اهل هلند و پدرش ایرانی است. پدر او حدود 12 سال پیش همسر و سه فرزندش را با این توجیه که ایران از لحاظ فرهنگی برای تربیت فرزندان مناسب تر است به ایران می فرستد و خود ساکن آمستردام میماند. کیس مورد نظر فرزند وسط خانواده با خواهری 18 ساله و برادری 12 ساله است. پدرش دارای روحیه مذهبی بوده و از شرایط مالی خوبی برخوردار است با این حال همسر و فرزندانش مستاجر طبقه ی بالای خانه ی مادر بزرگ پدری هستند. پدر، مهندس و مادر، خانه دار است. کیس عنوان میکند که با برادرش به شدت مشکل دارد و میخواهد تغییر جنسیت بدهد. با وجود اینکه مصاحبه گر جنس مخالف مراجع است ، او بسیار خود انگیخته و بی پروا درباره ی مسائل جنسی صحبت میکند.
دختر خانم و مادر و خواهر و برادر وی سال تحصیلی را در ایران گذرانده و در ایام تعطیلات تابستان به هلند به نزد پدر میروند. وی در دوران حضور در هلند در ارتباط با گروهی است که همگی همجنس گرا هستند. او هیچ علاقه ای به جنس مخالف ندارد. به دختر ها علاقه مند است و تحت نظر پزشک از داروی ضد بارداری برای جلوگیری از عادت ماهیانه استفاده میکند. در خانه لباس و شلوار پسرانه میپوشد و بجای لباس زیر از "بانداژ" استفاده میکند. او موهایی کاملا کوتاه و مشکی دارد. تنها تفریح وی باشگاه بدنسازی است و چون ساکن خانه ی مادر بزرگ هستند و امکان رفت و آمد افراد به خانه شان وجود ندارد، دوستان چندانی هم ندارد. مادر بزرگ فردی بسیار سنتی بوده که آن ها را بدکاره میخواند و مدام در حال کنترل رفت و آمد هایشان است. او عنوان میکند که به یکی از همکلاسی هایش علاقه مند بوده و خواستار رابطه ی جنسی با او شده است. همکلاسی در ابتدا نپذیرفته اما مدتی بعد با یکدیگر رابطه داشته اند. دوست تغییر جنسیتی از دختر به پسر دارد و تمام تحقیقات را برای تغییر جنسیت انجام داده و فقط خواهرش از این ماجرا مطلع است.
از علائم افسرگی خواب آشفته و کابوس ، گاهی پرخوری و گاهی کم خوری را داشته و دو بار سابقه ی خودکشی ،یکبار به وسیله ی قیچی و یکبار به وسیله ی تیغ دارد. شدیدا مشتاق است که خالکوبی داشته باشد. خودزنی داشته و جای تیغ فراوان روی پای راستش وجود دارد. زخم هایی که عمیق نبوده و از درد آن لذت میبرد. آنچه که مراجع در اواخر جلسه درباره ی روابطش با اعضای خانواده بیان میکند متناقض با اوایل جلسه است بدین شکل که رابطه ی خود را با خواهر عالی، و با مادر و برادر و "پدر" خوب معرفی میکند. وی دلیل تنفرش از پدر را این مسئله میداند که آن ها را مجبور به زندگی در ایران کرده و از او توقع دارد دختری لوس برایش باشد حال آنکه او از این مسئله به شدت بیزار است.
پدر خانواده در عین حال که از شرایط مالی خوبی برخوردار است اما به سختی پولی در اختیار همسر و فرزندانش میگذارد. مراجع علت ماندگاری پدر را اینگونه توجیه میکند که شاید زن یا دوست دختر دارد. اما یکبار که به همراه مادرش پدر را تعقیب کرده اند چیزی ندیدند. مراجع اغلب در خانه است و به تماشای فیلم یا نوشتن داستان میپردازد. داستان هایی اغلب با این مضمون که آدم فضایی هایی از سیارات دیگر آمده اند و او را از شر مشکلاتش که پدر ، عمو ها و مادر بزرگش را شامل میشود، نجات میدهند. او خود می افزاید که میداند چنین داستان هایی واقعیت ندارد.
در مورد مصرف سیگار و الکل فرد عنوان میکند که کمی الکل مصرف میکند اما از سیگار متنفر است به جز در جمع دوستان همجنسگرا.
به طور کلی مصاحبه گر معتقد است علائم این کیس بین سه اختلال شخصیت مرزی ، اختلال هویت جنسی و اختلال دو قطبی همپوشانی دارد اما احتمال اختلال شخصیت مرزی از آن دو بیشتر است چرا که با توجه به جابجایی فرهنگی بزرگ در سن سه سالگی در کنار مادری که خود از لحاظ فرهنگی و حتی زبان در برقراری ارتباط مشکل داشته است این فرد را در مقایسه با خواهر و برادرش بیشتر دچار مشکل کرده است. یکی از تبیین ها در این اختلال رابطه ی سرد مادر و کودک است که در این کیس دیده میشود. به عبارتی از دیدگاه روانکاوانه، به دلیل نبود پدر کودک نیاز به همانندسازی مادر به جای پدر داشته است اما با شکل گیری عقده ی الکترا کودک موفق نبوده است.
*پرسش و پاسخ
_برای تایید اختلال شخصیت مرزی، آیا فرد در روابط میان فردی الگوی ایده آل سازی، آرمانی سازی و سپس بی ارزش سازی نشان داده است؟ بله . در ارتباط با همکلاسی ها خیلی زود از آن ها زده میشود و نمیتواند روابط صمیمی شکل دهد.
_آیا طول مدت روابط دوستانه همیشه کوتاه بوده است یا بلند، چرا که ممکن است مشکلات فرد در ایجاد روابط مربوط به اختلال نافرمانی مقابله ای باشد که مختص نوجوانی است و نه اختلال شخصیت مرزی؟ متاسفانه طول مدت روابط چک نشده است.
*تشخیصات احتمالی
گرایش همجنسگرایانه ی فرد ممکن است بخاطر چندپارگی هویت در اختلال هویت باشد که فرد سعی کرده است هویت زنانه ی خود را برای پیوند با گروه همجنسگرا پنهان کند.
ممکن است فرد تمایل به پسر بودن داشته باشد چراکه قدرت پدر خود و ضعف مادرش را نظاره گر بوده است.
*تحلیل های دکتر گودرزی درباره این کیس
تشخیص برای این کیس به احتمال زیاد اختلال شخصیت مرزی است اما باید احتیاط کرد چرا که با یک جلسه اطمینان صد در صدی حاصل نمیشود و نیاز است که به مادر فرد نیز مراجعه شود.
در فرمول بندی این کیس دو سوال عمده مطرح میشود: چرا فرد همجنسگرا شده است؟ و چرا فرد دچار اختلال شخصیت شده است؟ با توجه به تعریف شخصیت که در واقع محیط یا محرک ها و یا روابطی است که تکرار شده و کم کم تبدیل به صفتی در فرد میشود که در مقابل آن از محیط پیامد هایی دریافت کرده و تعیین میشود که بر روی چه بخشی از آن ها تمرکز کرده و آن ها را تکرار کنیم. در مورد این مراجع که تا سه سالگی با پدر و مادر زندگی کرده این سوال مطرح میشود که اگر پدر و مادر رابطه ی خوبی داشته اند چرا از یکدیکر جدا زندگی میکنند؟! که پاسخ روشن است. یحتمل مشکلی بین این دو وجود داشته است چرا که توجیه و بهانه ی پدر که ایران از لحاظ فرهنگی مناسب تر است در حالیست که فرزندان در سنین شش، سه و یک سالگی بوده اند، که چندان قابل پذیرش نیست چراکه چیزی به عنوان فرهنگ در این سنین مطرح نیست به علاوه ی اینکه پذیرش مادر جای تعجب دارد چرا که هلند از بسیاری جهات پیشرفته تر از ایران است. همچنین قانون هم حامی مادر بوده است حال آنکه او حتی طلاق هم نگرفته است. به عبارتی گویی پدر نمیتوانسته مادر را تحمل کند پس او را به ایران فرستاده است.
مسئله ی مادر این کیس، مسئله ی بحرانی و مهمی است چرا که او فردی بسیار منفعل بوده است و در ایران نیز تحت نظارت مادر همسرش قرار گرفته که چه از لحاظ رفت و آمد و چه سایر مسائل مربوط به زبان و اقتصاد خانواده به او وابسته بوده است. در این شرایط از همان آغاز مهاجرت اختلال شخصیت در فرزندان شروع به شکل گیری کرده و در این کیس با شرایط دوران نوجوانی تلفیق شده و مسبب مشکلات ارتباطی فرد در جامعه و مدرسه شده است. اعتماد به نفس فرد به تدریج کاهش یافته در نتیجه تلاش میکند در تخیلاتش با جنس مرد بودن مشکلاتش را حل کند چرا که آنچه که از زن دیده است ضعف و انفعال است. تضاد بین تنفر و رابطه ی خوب با پدر نیز اینگونه تایید پذیر است که او پدر را بخاطر قدرتش دوست میدارد اما چون مسبب این شرایط است از او متنفر است.
به طور کلی آسیب در خانواده هایی که پدر دور از سایر افراد خانواده زندگی میکند به مراتب بیشتر از خانواده هایی است که پدر را از دست داده اند.
انجمن علمی روان شناسی بالینی