هادی، کیس پرزنتیشن

ارائه دهنده: وحید هادی (دانشجوی ارشد روان شناسی بالینی)

 با حضور دکتر گودرزی (استاد بخش بالینی)

*جلسات ارائه ی کیس((case presentation:

در این جلسات که با حضور تعدادی از افراد به عنوان مستمع و البته مشارکت کننده در جریان تشخیص و تبیین و حضور یکی از اساتید برای مدیریت و جمع بندی جلسه و با ارائه ی یکی از دانشجویان برگزار میشود، کیس و موردی که توسط ارائه دهنده مورد مصاحبه و تشخیص قرار گرفته بدون ذکر نام و مشخصات شخصی مورد بحث قرار میگیرد.

*گزارش مصاحبه گر از جلسه مشاوره:

کیس مورد بحث آقای جوانی 29 ساله، دانشجوی سال سوم دکترای یکی از رشته های مهندسی در دانشگاه سراسری و ساکن خوابگاه می باشد. او فرزند اول خانواده ای مذهبی با یک برادر 25 ساله و خواهری 23 ساله است. روابط خوبی با افراد خانواده 

دارد و تنها مورد اشاره شده برادر او است که کیس او را فردی کم رو و خجالتی میداند. خانواده از لحاظ اقتصادی در سطح متوسط رو به بالایی قرار دارد و ساکن یکی از استان های دور کشور نسبت به شهر شیراز است.

مشکل اصلی او احساس غم و اندوه شدید طی 3 تا 4 ماه گذشته است که از هفته ای یک بار به هفته ای 4 بار افزایش یافته است. احساس وی همراه با بغض و گاهی گریه همراه است. فرد از هوش و درک بالایی از مسائل روانی برخوردار بوده و اقرار میکند که دیگران او را فرد شاد و خوش گذران و البته اهل خلاف میدانند در حالیکه این چنین نیست. از لحاظ شخصیتی ثبات نداشته و نظر دیگران تا حد زیادی تعیین کننده ی اعمال و رفتار وی هستند. مدام نگران این است که مبادا دیگران او را کمتر از آنچه هست تلقی کنند. طبق گفته ی وی او به دنبال حال خوب خود در پایان دوره ی لیسانس و پس از آن ارشد و بعد نیز دکترا بوده در حالیکه آن را نیافته و به عبارتی احساس پوچی میکند ازینکه کاری در زندگی خود نکرده است. او فشار هایی بخاطر فرزند اول خانواده بودن داشته نظیر انتقادات شدید والدین و اصرار شدید به پیشرفت در زمینه ی تحصیلی. او در حال تدریس است و همچنان نگران نارضایتی شاگردانش از خود. او پس از ورود به رابطه ای که نزدیک به یک سال به طول انجامیده و هفته ی گذشته نیز به گفته ی او توسط دختر پایان یافته، به مقایسه ی شدید خود با او میپردازد و احساس میکند تا کنون زندگی نکرده است و تنها عمر خود را هدر داده است.

طبق تشخیص مصاحبه گر مراجع دچار افسردگی خفیف بعلاوه ی حرمت نفس پایین است. عوامل ایجاد کننده این وضعیت شامل عزت نفس پایین و آسیب پذیری ناشی از آن و مقایسه ی مدام خود با آن دختر است. با توجه به اعتماد به نفس بالای فرد و ارتباط خوب او با دیگران به جز ارتباط با جنس مخالف میتوان از تکنیک های mindfulness در جهت ایجاد هدف و معناا برای زندگی فرد استفاده کرد تا شاید بتوان یکپارچگی نسبی بین باور و رفتار او صرف نظر از خواست دیگران ایجاد کرد.

*پرسش و پاسخ

-آیا علائم افسردگی در کیس مورد بحث بررسی شده است؟ بله. خواب مناسب، خوراک خوب، لذت از آنچه در گذشته ایجاد لذت میکرده مبین عدم وجود اختلال افسردگی است.

-روابط بین فردی کیس به ویژه با دوستان به چه شکل است؟ از روابط با دوستانش راضی است؟ اگر بخواهد رابطه ای داشته باشد میتواند اما نمیداند چه چیز خوب و چه چیز بد است. در روابط با دوستان هم جنس مشکلی ندارد اما در رابطه با جنس مخالف ارتباط را به جایی میکشاند که طرف مقابل رابطه را تمام کرده و او به پیش بینی خود برسد. و در زمینه ی رضایت از دوستی ، از روابطش راضی است اما نمیداند خود واقعی او کیست. اقرار میکند که این احساس از همیشه با او بوده است.

-آیا مراجع ترس از ارزیابی دیگران دارد؟ بله. به خاطر عزت نفس پایین هرگونه تمجید او را بسیار شاد و هرگونه نقد منفی او را به شدت می آزارد.

-چند دوست صمیمی دارد و روابطش با آن ها چگونه است؟ 6 یا 7 دوست صمیمی دارد و صمیمیت را در حد مطلوبی برقرار کرده است. مثلا بدون اینکه نگران باشد تمام حرف هایش را با دوستش در میان میگذارد و رازی نا گفته ندارد.

-آیا علائمی از اختلال mania  دیده نشده است؟ خیر. خواب و انرژی فرد مدت هاست در حالت ثابتی قرار دارد.

-آیا علائمی از اختلال شخصیت مرزی دیده نشده است چراکه ترس از طرد شدن که در این مورد دیده میشود از ویژگی های این اختلال است؟ خیر. افراد را صفر و صد ارزیابی نمیکرد و در این ارزیابی بی ثباتی زیادی نداشت.

-آیا کیس در طیف اختلالات شخصیت وابسته قرار نمیگیرد؟ خیر. چرا که او میتواند در بحث از اعتقادات خود دفاع کند حال آنکه شخص دچار به این اختلال قادر به چنین کاری نیست همچنین در اختلال شخصیت وابسته فرد به شخصی خاص وابستگی دارد و با جدایی علائم اضطراب شدیدی نشان میدهد که در این کیس دیده نشده است.

-آیا فرد دچار اضطراب اجتماعی نیست؟ خیر. او تدریس میکند و در سوال و جواب های مصاحبه، مصاحبه گر را به چالش میکشاند.

*تحلیل های دکتر گودرزی درباره این کیس

بیمار با علائمی نظیر احساس تنهایی ، گریه کردن و نگرانی دائم با وجود جایگاه اجتماعی نسبتا مناسبی که دارد باید از جهت سبک های تربیتی مورد بررسی قرار بگیرد. چرا که معتقد است از زندگی لذت نبرده و همه ی وقتش صرف درس خواندن شده که ممکن است بخاطر توقعات والدین و تشویق بسیار به درس خواندن و گاهی مقایسه ی وی با برادرش باشد. او احساس حقارت میکند و آنچه ایده آل است را بسیار دور از خود میبیند که این خود نشانه ای از کمال گرایی اوست . فرد کمال گرا هرگاه خود ایده آلش به هر دلیلی زیر سوال رود دچار مشکل میشود. در رابطه ی احساسی اش نیز احتمالا مایل به ادامه ی رابطه بوده اما توانایی مدیریت این نوع از روابط را نداشته است.

بنظر میرسد که فرد دچار اختلال افسرده خوئی است بدین معنا که افسردگی از ویژگی های خلقی اوست و این عاملی است برای محدود کردن ارتباطاتش در حوزه های محدودی از زندگی. او ترس از دست کم گرفته شدن دارد و غلبه او در زندگی با خلق افسرده و افکار منفی است. نمیداند چه میخواهد و آنچه میخواهد متعلق به خودش نیست چرا که در افراد کمال گرا خواسته ها به فرد تزریق میشوند و فرد بی دلیل میل اجباری به پیشرفت دارد.

*در ادامه نکاتی توسط یکی از دانشجویان دکترا ، فاطمه عباسی، به تحلیلات استاد اضافه شد:

درباره ی این کیس علاوه بر موارد ذکر شده باید احتمال اختلال شخصیت نارسیسم و اختلال وسواسی جبری نیز مورد بررسی های بیشتر قرار بگیرد.

بر اساس DSM5 اختلال اضطراب اجتماعی به این شکل مطرح میشود که فرد در محیط های امن خود مشکلی ندارد و در محیط های دیگر و نا آشنا دچار اضطراب میشود. با توجه به این مسئله ممکن است تدریس دلیل کافی برای نداشتن این اختلالل محسوب نشود و نیازمند بررسی های بیشتر است.

درمان های موج سوم با هدف ایجاد پایبندی به ارزش ها ممکن است کمک کننده باشد.

* در جمع بندی های نهایی استاد 3 نوع درمان پیشنهاد شد:

1-    شناخت درمانی

2-    معنا درمانی

3-    ذهن آگاهی

به طور کلی میتوان درمان واحدی را در پیش گرفت و در صورت موثر واقع شدن آن را ادامه و در غیر این صورت روند درمان را تغییر داد.